Showing posts with label فیسبوک. Show all posts
Showing posts with label فیسبوک. Show all posts

Wednesday, May 1, 2013

دی‌کاپریو

خدا نکنه یه پسری دماغ و دندوناش خوش‌ترکیب یا متناسب باشه یا فکر کنه که هست، دیگه وسواس دخترا به صورت و قیافه رو هم که ندارن، بای‌دیفالت هم که از خودشون بسیار متشکر و ممنون اند که "حضور" به "هم" رسوندن... می‌ری تو عکس پروفایل یارو می‌بینی پایین‌اِش زده عکس شماره‌ی یک از دیویست و پنجاه و هشت. تو نصف عکسا ته‌ریش و عینک‌آفتابی و دندونا پیدا... نصفِ دیگه سیگار به دست و غرق در دود و تفکر با صورت تیغ‌زده. از زمان عضویت در فیسبوک دو روز یه بار عکس جدید گذاشته...
طرف بازیگری چیزی اه نکنه؟
نه بابا سال دوم طراحی‌فرش تهران جنوب اه.

Thursday, January 3, 2013

با این تستاشون

یه تست روان‌شناسی (مطمئن نیستم این اسم درستی برای اکتسابات افرادی باشه که خودشون رو روان‌شناس خطاب می‌کنن ولی به هر حال) تو فیسبوک انجام دادم (سی چل تا سؤال)، که نتیجه‌ش این بود که در تمام موارد (شامل هفده هژده مورد اختلال) مشکل‌دار شناخت من رو و رنگ‌اِش رو واسه‌م قرمز کرده بود. تنها موردی که قرمز نکرده بود فوبیا بود که اون هم گناه از بچه نبود، سؤال‌اِش دقیق نبود وگرنه از خجالت اون هم در می‌اومدم.
چون کاملاً مشخص نکرده بود چه سؤالی به چه اختلالی مربوط می‌شه، حدس می‌زنم سؤال فوبیاش اونی بود که می‌پرسید: شب، قبل از خواب توی کمد و زیر تخت رو نگاه می‌کنین تا مطمئن بشین هیولایی چیزی نباشه... یا نه؟ که خب من اولاً سر صبح می‌خوابم ثانیاً نه، نگاه نمی‌کنم چون اگر هیولا اون تو باشه می‌پره روم.
حالا جالب‌اِش برام این‌ه که همیشه به خودم می‌گم من چیزی‌م نیست بابا، هیچ مشکلی ندارم فقط چند نوع وسواس و چند نوع بیش‌تر فوبیا دارم که اون هم نباید مهم باشه.
واقعیت این‌ه که به نظر من زندگی‌ای بدون اختلال نمی‌تونه وجود داشته باشه. برای من زندگی همین قدر اسف‌بار و ترسناک و ناقص و دلپذیر شروع شده، هست و همین طور هم ادامه پیدا می‌کنه.